امروز: پنجشنبه 15 خرداد ماه 1399 مصادف با 4 / 6/ 2020
#در_خانه_بمانیم.
کشوری که مردمانش مسئولیت اجتماعی را درک کنند، از تمام بحران ها عبور خواهد کرد.
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند***چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
ما زمانی رشد می کنیم که با چالشی مواجه میشیم، نه وقتی که مسائل ساده هستند..
دریای آروم هیچوقت یک ناخدای ماهر نساخته..

آدام اسمیت؛ پدر علم اقتصاد

آدام اسمیت از مشاهیر جهان بود که به پدر علم اقتصاد شهرت دارد. کتاب ثروت ملل اسمیت تاثیر بسیار زیادی بر اقتصاددانان پس از او گذاشت؛ هم جریان‌های سوسیال و هم چهره‌های لیبرال از نظرات او استفاده کردند. آدام اسمیت در سال ۱۷۲۳ در اسکاتلند به دنیا آمد و سال ۱۷۹۰ در حالی که ۶۷ سال داشت درگذشت.

به گزارش «درفش صنعت» آدام اسمیت را غالبا پدر علم اقتصاد می‌دانند. کتاب ثروت ملل او تاثیر شگرفی بر اقتصاد سیاسی و دیگر رشته‌های علوم انسانی داشت و تا به امروز یکی از مهمترین متون تاریخ اندیشه اقتصادی محسوب می‌شود. اما او خود را فیلسوف اخلاق می‌دانست و کتاب نخست خود، «نظریه عواطف اخلاقی» را مهمترین اثر خود می‌دانست.

اخلاق و همدلی برای آدام اسمیت بیش از همه چیز اهمیت داشت؛ اما نتایج نظریه‌اش چندان با اخلاق و انسانیت آرمانی عصر روشنگری که مورد نظر اسمیت و دیگران متفکران لیبرال بود، تطابق ندارد و به تعبیر کتاب دیالکتیک روشنگری، کره خاکی امروز از درخشش فاجعه تابناک است.

جنبش روشنگری و متفکران لیبرال خواستار رهایی، آزادی و رستگاری انسان بودند؛ اما خواست آن‌ها به صورت آرمانی تحقق پیدا نکرد، چرا که به عامل اصلی انقیاد در جهان مدرن، یعنی کیش سرمایه‌داری، بسیار خوشبین بودند و تصوری از نتایج و فجایع حاصل از بسط روابط سرمایه‌دارانه نداشتند.

آدام اسمیت در سال ۱۷۲۳ در اسکاتلند و در خانواده‌ای متمول به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی خود را در یکی از بهترین مدارس اسکاتلند گذراند. در مرحله اول تحصیل به فراگیری زبان لاتین، ریاضیات، تاریخ و فنون نگارش پرداخت و آن‌ها را به خوبی فراگرفت.

آدام اسمیت در چهارده سالگی به دانشگاه گلاسکو رفت و در رشته فلسفه اخلاق و زیر نظر فرانسیس هاچسون به تحصیل پرداخت. اسمیت در دانشگاه گلاسکو با فیلسوف بلندآوازده، دیوید هیوم، آشنا شد و دوستی دیرینه‌ای با او پیدا کرد.

او پس از اتمام تحصیلات به آکسفورد رفت و شش سال در آنجا به تحصیل پرداخت و نهایتا به دانشگاه گلاسکو بازگشت و مشغول تدریس منطق و فلسفه اخلاق شد. همانجا بود که نخستین کتاب خود، نظریه عواطف اخلاقی را نوشت و در سال ۱۷۶۴ همراه یکی از مقامات دولتی به عنوان استاد راهنما به سفر علمی دو ساله‌ای به فرانسه رفت.

نظریات اقتصادی او در فرانسه و تحت تاثیر فیزیوکرات‌ها شکل گرفت. فیزیوکرات‌ها از متفکران فرانسوی نیمه قرن هجدهم بودند که در اقتصاد بر کشاورزی بیشترین تاکید را داشتند. آن‌ها تحت تاثیر چهره شاخص مکتب خود دکتر کنه که یک پزشک بود اقتصاد و جامعه را مانند طبیعت و بدن انسان تحلیل می‌کردند و بر نظم مکانیکی جامعه تاکید داشتند.

به زعم پیروان فیزیوکراسی، جامعه باید مانند طبیعت نظم و انسجام طبیعی داشته باشد و یکی از طبیعی‌ترین مسائل جامعه مالکیت خصوصی است که بخش جدایی‌ناپذیر نظم طبیعی جامعه تلقی می‌شود. چنین ایده‌ای آشکارا غلط بود و همانطور که بعد‌ها کارل مارکس با قطعیت اثبات کرد مالکیت خصوصی امری تاریخی است و نه طبیعی و کارکرد ایدئولوژی، _به معنی آگاهی کاذب_ طبیعی جلوه دادن امری تاریخی است.

ایده دیگر فیزیوکرات‌ها که بر آدام اسمیت تاثیر فراوانی داشت، تقسیم جامعه به سه طبقه کلی بود. دکتر کنه جدولی تنظیم کرد که بر اساس آن جامعه از کشاورزان مولد، مالکان زمین و طبقه غیر مولد [که تمام صنایع و داد و ستد غیر کشاورزی را شامل می‌شود] تشکیل شده و تولید کل در مجموع مساوی با مصرف کل است.

دکتر کنه تصور می‌کرد تولید فقط در بخش کشاورزی صورت می‌گیرد و در بخش صنایع تولیدی صورت نمی‌گیرد با این حال بصیرتی که از دکتر کنه به آدام اسمیت به ارث رسید این بود که دکتر کنه اقتصاد را گردش دورانی پول و کالا می‌دانست، مانند گردش خون در بدن. به این صورت اجزای مختلف تولید و مصرف را باید در کلیت آن بررسی کرد.

آدام اسمیت در سفرش به فرانسه در جلسات فیزیوکرات‌ها شرکت کرد و چند سال بعد کتاب ثروت ملل او منتشر شد. قسمت مهمی از کتاب ثروت ملل به نقد مکتب سوداگری «مرکانتیلیسم» که در زمان اسمیت در اروپا رایج بود اختصاص دارد. سوداگران بر این عقیده بودند که قدرت اقتصادی یک کشور اساسا با انباشت طلا و نقره در آن کشور سنجیده می‌شود و برای رشد قدرت اقتصادی دولت باید به تراز بازرگانی طلا توجه کند.

حاکمان مرکانتیلیست بر این عقیده بودند که مجموعه کالا‌ها همواره ثابت است و حاکمان باید بیشتر به دنبال صادرات باشند و واردات کالا را محدود کرده بر آن مالیات‌های سنگین ببندند.

جان کلام مرکانتیلیست‌ها تاکید بر قدرت ملی و محدود کردن فعالیت‌های اقتصادی در انحصار دولتی ملی-بورژوایی و سرمایه‌داران تحت حمایت آن بود. امروزه نمونه‌ای از همان سیاست‌های اقتصاد مرکانتلیستی را در دولت امپریالیستی ترامپ و تعرفه‌هایش بر شرکت‌های خارجی می‌توان مشاهده کرد.

همانطور که کارل مارکس ثابت کرد، زیربنای اقتصادی و روابط تولید، رو بنایی از اخلاقیات و سیاست را می‌سازد و این در مورد مرکانتیلیسم هم صادق بود. در آن دوره حاکم و افراد عادی باید تمام تلاش خود را برای صرفه جویی و انباشت بیشتر طلا و نقره می‌کردند که این باعث می‌شد نهایتا به اندوخته‌ای بزرگ دست یابند. جیکوب برونوفسکی توضیح می‌دهد که به همین دلیل در ادبیات آن دوران شخصیت خسیس [شخصیتی در کتاب مولیر] شخصیت برجسته‌ای شد.

در جامعه سوداگر، دارنده طلا مقام بلندی داشت و تجسم این را می‌توان در شخصیت «شایلاک» ویلیام شیکسپیر و «هارپاگون» مولیر دید. آدام اسمیت به انتقاد از اقتصاد مرکانتیلیستی پرداخت و اقتصاد باز لیبرالیستی را علیه ایده‌های مرکانتیلیستی مطرح کرد.

اسمیت در مخالفت با آن‌ها قدرت اقتصادی یک کشور -یا به تعبیر خودش ثروت ملل- را برساخته نیروی کار آن جامعه دانست و نه صرفا انباشت طلا و نقره. از نظر اسمیت این نیروی کار خلاق تحت تاثیر منافع شخصی و با خصلت خودخواهی انسان هدایت می‌شود و رشد می‌یابد.

برای شرح آرای اسمیت باید از انسان شناسی او آغاز کنیم. می‌دانیم که ارسطو انسان را حیوان ناطق می‌نامید و ویژگی خاص بشر را در قدرت تفکرش می‌دید. در دوران سرمایه‌داری اولیه، انسان متفکر جای خود را به انسان اقتصادی، Homo Economicos داد؛ بدین معنا که در منظر متفکران لیبرال، انسان موجودی است اساسا خودخواه که در درجه نخست به دنبال منافع خود می‌گردد.

تمایل به بهبود وضعیت شخصی انسان‌ها را به سوی معامله کردن با دیگر انسان‌ها می‌کشاند و بدین ترتیب «بازار» متولد می‌شود. بازار و تمایل به داد و ستد با دیگر انسان‌ها باعث ایجاد تقسیم کار و تخصصی شدن صنایع می‌شود که نتیجه‌اش رشد قابل توجه تولید و افزایش ثروت است.

اسمیت در پردازش ایده خود تحت تاثیر انقلاب علمی بود که در دوران او با دستاورد‌های نیوتون به سرعت در حال پیشرفت بود و هر روز بیشتر و بیشتر چهره جهان را نسبت به جهان باستان تغییر می‌داد. اسمیت این ایده را به زبان اقتصادی ترجمه کرد و اکتشافات جغرافیایی و اختراعات تکنولوژیک را عامل افزایش ثروت انسانی دانست.

 

نظرات
* *
*
       

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه خبری درفش صنعت میباشد.

طراحی و پیاده سازی توسط برآیند .